تبليغاتX
شهدا شمع محفل بشریتند - اقرار
برای شادی روح امام و شهدا صلوات

وای دلم شدید گرفته دیگه می خوام نا پرهیزی کنم.داشتم به این فکر می کردم که اگه شریانهای قلب و دلم با هم یکی بود حتما مرده بودم.فقط کافیه یه لحظه فکرش رو بکنی.

زیارت عاشورا رو که خوندم رسیدم به این قسمت(اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد و آخر تابع له علی ذلک)صلوات یادتون نره.یه سوال رو همیشه از خودتون بپرسید چند بار در حق اهل بیت ظلم کردید.(هر کی با توجه به وسعش برای خودش بشمره!!!!!من که می ترسم)یا خدااااااااااااااا پس خودمو همش لعن می کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دارم می سوزم از کارهایی که کردم  از معصیت هایی که خواسته و ناخواسته انجام دادم خودمم مقصرم.چند شب پیش رفتم کنار پنجره یه لحظه احساس کردم روز قیامت شده نمی دونید چقدر خجل بودم بغضم ترکید تا صبح.حتی الان هم دستم روی کیبورد می لرزه .ابر ها توی آسمون حرکت می کردن و سیاهی شب چقدر وحشتناک بود .ولی خوبه گاهی اوقات این وحشت کردناو این که خودت بتونی معصیت هاتو بشمری.حقمه هر چی بکشم.........خدا خودت همه چیزو می دونی ........ممنون که می پوشونیشون.......

نشسته بودم یه گوشه داشتم سعی می کردم به خدا بگم دوست دارم...اصلا نمی تونستم.می ترسیدم.......از بعد از این که این بار رو قبول کنم چون خدا گفته اگه بگی دوسم داری رهات نمی کنم امتحانت می کنم ببینم دروغ می گی یا نه.....(هر چی می تونه باشه فکرشو بکن:مرگ عزیزات /فقر حتی خوشی و رحمت زیاد.بعد گفتم نکنه نتونم نکنه اونوقت کفر بگم.نکنه نکنه نکنه وای باز امتداد نقطه ها.....ولی با ترس گفتم تا تونستم از ته دلم دوست دارم دوست دارم دوست دارم....................گفتم خودت کمکم کن کم نیارم.ای خدا کاش می گفتی چه حکمتیه پشت این تقدیری که برام رقم زدی..دلم به چی خوشه؟به نماز و روزه ای که بابت رفع تکلیف شاید خونده بشه یا دو تا پولی که ته مونده ی جیبم بود و هیچ فرقی نمی کرد بدم به یه فقیر بیچاره...به چی تو بگی به این که حسرت بخورم چرا اینو دارم و چرا ندارم؟؟؟؟؟؟؟؟یا ادای آدمایی رو در آوردم که از تقوا سرشون بالا نمیاد..دیگه چی بگم اینم همون رفیقی که فکر می کنید گناه نمی کنه همونی که قبول دارید.اشکالتون این بود که ظاهرمو دیدید.ته دلمو خودم می بینمو خدا......اینجاست که خداچه تمجید هایی ازم کردولیاقت نداشتم.

این چند روز هوا خیلی خوب بود قبلشم که رحمتش سرازیر بود.همه می گن بارون مال عاشقاست چه صفایی می ده دو نفری با هم زیر بارون و.............ولی منم بارونو دو نفره می دونم ولی نه دو تا زمینی یه زمینی یه اسمونی و زمینی.خودتی و خدات و کارات .بعدشم دعا استغفار گریه زار بزنی تا تخلیه بشی وای چه لذتی داره وقتی مطمئن بشی دوستت داره و بخشیدتت.دعا می گیره حتما می گیره. نظرات رو خوندم آره من گفتم ضمانت کرده اجابت کنه فقط خیر بخوایم هر دعایی می کنیم بگیم خیر باشه ان شالله تعالی. وای کاش می شد ناله کنی گریه کنی  بخوای ازش شناختشو معرفتشو آی آی آی دلم هوای اونجا رو کرد دیگه نمی گم.راست می گید دیوونه ام.خدایی عالمی داره که نگو.باید بخوای دیوونه باشی اونوقته که کارایی که می کنی به نظرشون مسخره نمیاد.دعا می کنم ببخشی منو چون از نهایت کار هام می ترسم از این که ادعای مفت کنم که دوست دارم.می گن خدا رو به عصمت خانوم فاطمه ی زهرا قسم بدی دعات رد خور نداره.همیشه به بچه سیدا حسادت کردم خانم فاطمه ی زهرا مادرشونه.شاید راحت تر ببخشدشون خوشا به سعادتت سیدی که حق فرزندی رو کامل ادا کنه.

یا زهرا (س)

حلال کنید

دعام کنید آدم شم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 18:28  توسط مشتاق شهادت | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
برای شادی روح شهدا صلوات

پای پوش خود بودن و خودبینی را از پا در آور .

اینجاسرزمین مقدس آنان است که رو به بی سو دارند.

عقابانی که در میان عرش و فرش به جانب بی جانبی در پروازند

نوشته های پیشین
شهریور 1387
مرداد 1386
اسفند 1385
دی 1385
شهریور 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
پیوندها
قاتینگا و پاتینگا
آسمانی دیگر
قافله1
مهدی فاطمه
شیعه
نجوا
میثاق با شهدا
چهل حدیث
دردو دل
هیئت چشم انتظاران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

.