![]() |
![]() |
|
| برای شادی روح امام و شهدا صلوات |
السلام علیک ایها الامام الرئوف وجودم از خلاء پر شده است.در مقابل این امام چه می توان گفت؟اشک امانم را بریده است. آهسته قدم بر می دارم.اینجا عرش خداست .می ترسم خدشه ای به بال ملائک ایجاد شود.زیر لب زمزمه می کنم.اادخل یا الله؟اادخل یا رسول الله؟اادخل یا علی؟اادخل یا فاطمه الزهرا؟اادخل یا علی بن موسی الرضا؟طاقتم تمام شد امام معصوم کجا و من کجا؟رقت قلب یافتم.آرام وارد می شوم چون امامم اجازه ی ورود دادند. من خود به چشم خویش امامم را دیدم .نه با چشم پاک انسانی نه.با همین چشم های آلوده ی دنیایی.در حالی که امام بی قرار بود و نگران بود.آن هنگام دیدمش که پشت پنجره ی فولاد همراه با نیازمندان و ملتمسینش برایشان دعا می کرد و اشک می ریخت.دیدمش آن هنگام که نماز می گذارد.دیدمش آن هنگام که لب حوض با کودکان بازی می کرد.باورم نمی شد وقتی دیدم کودکی آمد و امام پرسید امام زمان کی ظهور می کنه؟صورت مبارکش را بر گرداند و با نگرانی به نقطه ای خیره شد آنگاه فرمود خیلی زود .خیلی خیلی زود.امام را دیدم وقتی برای تمام بیماران از خدا شفا می خواست. روی فرشی تنها نشته ام.صدای تسبیح موجودات عالم را می شنوم.صدای العفو در وجودم فریاد می زند.صدایم در درونم خفه شده است.من هستم خدا هست علی بن موسی الرضا هم حضور دارندو مواخذه شروع می شود.گریه می کنم .العفو می گویم.می دانم بخشیده اند. یه چیز بهتون بگم.این امام خیلی رئوفه کافیه دلت بشکنه و احساس کنی می خوای اونجا باشی.خودش دیدار رو فراهم می کنه.امتحان کنید. اسبابش فراهم میشه.مثل حج. آن هنگام که از امامم خواستم نصیحتم کند برای زندگی فرمود :اطاعت مادر و پدر و نماز اول وقت. فرمود تا بهشت دو گام بیشتر فاصله نداری یکی را بر نفست گذار و دیگری را داخل بهشت. فرمود:زندگی را از دید بالا بنگر دیگر ناراحتی های دنیایی عذابت نمی دهد.دروغ و تهمت دیگران برایت زجر آور نیست .همه را ببخش تا خدا تو را ببخشد. فکرشو بکنید امام یه گوشه ی چشم نگاهتون کنه یا نه یه دعای کوچک.زندگی صعود می کنه تا بی نهایت کمال انسانی.به خداوند قسم این امام لطف خدا به انسانیت است.به خدا قسم خدا با امامش رحمت را تمام کرد یه جمله بگم در مورد این که پرسیدید چرا نماز؟برایت می گویم که ما بنده ایم و او مولا لازمه ی بندگی اجرای فرامین مولاست دیگر دلیل نمی آوریم برای خدا که همه کار می کنیم جز نماز.بهشت را به بها دهند نه به بهانه. دعا کنید نه دعای دنیایی چون وقتی بهش رسیدید براتون بی خود می شه.در اول دعاهاتون ظهور مولامون و بعددعا کنید آدم بشید ودر جهت شناختش قدم بردارید.ازش بخواید گناهاتون رو ببخشه.ازش بخواید که قدر خودتون رو خودتون بدونید.و دعاهایی که هیچگاه اتمام نمی پذیرد. التماس دعا یا فاطمه الزهرا(س) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 11:6 توسط مشتاق شهادت |
|
|
وای دلم شدید گرفته دیگه می خوام نا پرهیزی کنم.داشتم به این فکر می کردم که اگه شریانهای قلب و دلم با هم یکی بود حتما مرده بودم.فقط کافیه یه لحظه فکرش رو بکنی. زیارت عاشورا رو که خوندم رسیدم به این قسمت(اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد و آخر تابع له علی ذلک)صلوات یادتون نره.یه سوال رو همیشه از خودتون بپرسید چند بار در حق اهل بیت ظلم کردید.(هر کی با توجه به وسعش برای خودش بشمره!!!!!من که می ترسم)یا خدااااااااااااااا پس خودمو همش لعن می کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دارم می سوزم از کارهایی که کردم از معصیت هایی که خواسته و ناخواسته انجام دادم خودمم مقصرم.چند شب پیش رفتم کنار پنجره یه لحظه احساس کردم روز قیامت شده نمی دونید چقدر خجل بودم بغضم ترکید تا صبح.حتی الان هم دستم روی کیبورد می لرزه .ابر ها توی آسمون حرکت می کردن و سیاهی شب چقدر وحشتناک بود .ولی خوبه گاهی اوقات این وحشت کردناو این که خودت بتونی معصیت هاتو بشمری.حقمه هر چی بکشم.........خدا خودت همه چیزو می دونی ........ممنون که می پوشونیشون....... نشسته بودم یه گوشه داشتم سعی می کردم به خدا بگم دوست دارم...اصلا نمی تونستم.می ترسیدم.......از بعد از این که این بار رو قبول کنم چون خدا گفته اگه بگی دوسم داری رهات نمی کنم امتحانت می کنم ببینم دروغ می گی یا نه.....(هر چی می تونه باشه فکرشو بکن:مرگ عزیزات /فقر حتی خوشی و رحمت زیاد.بعد گفتم نکنه نتونم نکنه اونوقت کفر بگم.نکنه نکنه نکنه وای باز امتداد نقطه ها.....ولی با ترس گفتم تا تونستم از ته دلم دوست دارم دوست دارم دوست دارم....................گفتم خودت کمکم کن کم نیارم.ای خدا کاش می گفتی چه حکمتیه پشت این تقدیری که برام رقم زدی..دلم به چی خوشه؟به نماز و روزه ای که بابت رفع تکلیف شاید خونده بشه یا دو تا پولی که ته مونده ی جیبم بود و هیچ فرقی نمی کرد بدم به یه فقیر بیچاره...به چی تو بگی به این که حسرت بخورم چرا اینو دارم و چرا ندارم؟؟؟؟؟؟؟؟یا ادای آدمایی رو در آوردم که از تقوا سرشون بالا نمیاد..دیگه چی بگم اینم همون رفیقی که فکر می کنید گناه نمی کنه همونی که قبول دارید.اشکالتون این بود که ظاهرمو دیدید.ته دلمو خودم می بینمو خدا......اینجاست که خداچه تمجید هایی ازم کردولیاقت نداشتم. این چند روز هوا خیلی خوب بود قبلشم که رحمتش سرازیر بود.همه می گن بارون مال عاشقاست چه صفایی می ده دو نفری با هم زیر بارون و.............ولی منم بارونو دو نفره می دونم ولی نه دو تا زمینی یه زمینی یه اسمونی و زمینی.خودتی و خدات و کارات .بعدشم دعا استغفار گریه زار بزنی تا تخلیه بشی وای چه لذتی داره وقتی مطمئن بشی دوستت داره و بخشیدتت.دعا می گیره حتما می گیره. نظرات رو خوندم آره من گفتم ضمانت کرده اجابت کنه فقط خیر بخوایم هر دعایی می کنیم بگیم خیر باشه ان شالله تعالی. وای کاش می شد ناله کنی گریه کنی بخوای ازش شناختشو معرفتشو آی آی آی دلم هوای اونجا رو کرد دیگه نمی گم.راست می گید دیوونه ام.خدایی عالمی داره که نگو.باید بخوای دیوونه باشی اونوقته که کارایی که می کنی به نظرشون مسخره نمیاد.دعا می کنم ببخشی منو چون از نهایت کار هام می ترسم از این که ادعای مفت کنم که دوست دارم.می گن خدا رو به عصمت خانوم فاطمه ی زهرا قسم بدی دعات رد خور نداره.همیشه به بچه سیدا حسادت کردم خانم فاطمه ی زهرا مادرشونه.شاید راحت تر ببخشدشون خوشا به سعادتت سیدی که حق فرزندی رو کامل ادا کنه. یا زهرا (س) حلال کنید دعام کنید آدم شم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 18:28 توسط مشتاق شهادت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
برای شادی روح شهدا صلوات
پای پوش خود بودن و خودبینی را از پا در آور . اینجاسرزمین مقدس آنان است که رو به بی سو دارند. عقابانی که در میان عرش و فرش به جانب بی جانبی در پروازند |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1386 اسفند 1385 دی 1385 شهریور 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 |
| پیوندها |
|
قاتینگا و پاتینگا آسمانی دیگر قافله1 مهدی فاطمه شیعه نجوا میثاق با شهدا چهل حدیث دردو دل هیئت چشم انتظاران |
|
RSS
|